تبليغاتX
شمیم حضور شميم حضور

 با سلام به همگی شما دوستان عزیزم!

وبلاگ من به این آدرس انتقال پیدا کرد:

http://www.hozour.parsiblog.com/

البته به این وبلاگ هم سر میزنم

نوشته شده توسط منتظر در ساعت 11:47 بعد از ظهر

شبی برای مولا(2) طرح دعا برای ظهور امام زمان

 

شبی برای مولا (2)

(طرح دعا برای تعجیلِ ظهور امام غایب)

حضرت مهدی

هرگاه به نماز ایستادم، پس از آن ظهورش را از خدا طلبیدم. اما آن شب حال و هوای دیگری داشت. آن حالِ معنوی که در من به وجود آمده بود را هیچ‌گاه حس نکرده بودم. قطرات اشک آرام آرام از چشمانم می‌غلتید. حقیقتا خودم را در مقابل خدایم کوچک و ناتوان می‌دیدم. پیشانی را به عنوان خضوع در مقابل پروردگارم بر خاک(مهر) گذاشتم و به سجده افتادم. حال و هوایم عجیب بود. مخصوصا که می‌خواستم بزرگ‌ترین خواسته‌ام را از پروردگار مهربانم بخواهم.

نه؛ چه می‌گویم! بزرگ‌ترین آرزو و خواسته‌ی خودم را؟

خیر، به خدا قسم بزرگ‌ترین آرزوی آدم را، بزرگ ترین آرزوی نوح را، بزرگ‌ترین دعای حضرت خاتم را. آن شب می‌خواستم عظیم‌ترین دعا و خواسته‌ی اولیای خدا را از پروردگارم بخواهم. بر خاک افتاده بودم. سیل اشک‌هایم از چشمانم جاری شده بود. تا الان این موقع شب از خواب بیدار نشده بودم آن هم برای نماز شب. اما این بار که بیدار شده بودم می‌خواستم آنقدر با خدای خود صحبت کنم که دلم خالی شود. میخواستم مطرح کنم: مشکلات زندگی را، شفای بیماران را و ... .

اما آن دعای بزرگ من تمام آن‌ها را شامل می‌شد و با تمام آرزوهای من برابری می‌کرد. اگر آن دعا برآورده می‌شد در حقیقت به تمام آنچه که می‌خواستم مطرح کنم رسیده بودم.

به یاد آوردم: آن هنگامی را که مولایم امام صادق، مانند مادرانی که فرزندان خود را از دست داده‌اند بر خاک نشسته و طول غیبت آخرین منجی او را به درد آورده است. می‌خواستم به مولایم اقتدا کنم و ظهور حضرت مهدی را از پروردگارم خواهش کنم. خدا را التماس کنم. به درگاهش متوسل شوم و او را به حق رسولش، حضرت محمد مصطفی قسم دهم. و به خدا قسم این بزرگ‌ترین آرزویم بود... .

آخر عقده‌ی دل وا کردم، خودم را از خاک رها کردم و تا افلاک اوج گرفتم. برای حضرتش دعا می‌کردم و مانند باران، اشک می‌ریختم. وقتی که غربتش را به یاد می‌آوردم گریه‌ام دو چندان می‌شد. از ته دل دعا می‌کردم: «خدایا! آقایم کجاست؟ در کدام دیار، غریبانه به سر می‌برد؟ خدای به حق پهلوی شکسته‌ی مادرش سوگند، به حق غربت پدرش امیرالمؤمنین سوگند، ظهورش را نزدیک فرما... .»

                                          تقدیم به امام زمان

طرح دعا برای ظهور  

آقایم مهدی! آن شب دعا کردم و همیشه دعا خواهم کرد. دعا می‌کنم تا لحظه‌ی ظهورت، آنگاه که پدرانه دست بر سرمان کشی و آرام زمزمه کنی: آفرین فرزندم، در دوران غیبتم خوب به یادمان بودی و دعا می‌کردی، آفرین... .

اکنون هم به همراه تعدادی از دوستدارانت، می‌خواهیم برایت دعا کنیم. در این ماه رحمت. پدرانتان ما را به دعای گروهی سفارش می‌کردند. ما هم می‌خواهیم از این ماه رحمت استفاده کنیم و سه تا پنجشنبه شب(شبِ جمعه) آخر ماه رمضان، در ساعتی مشخص از سرتاسر ایران(و حتی جهان) برای ظهورت دعا کنیم. ابتدا نماز شب می‌خوانیم و بعد از تطهیر روحمان با نماز شب، برایت دعا می‌کنیم. ممکن است بعضی از دوستان تا الان نماز شب نخوانده باشند، اما این بار به خاطر عشقشان به خدا و حجت خدا، اندکی از خواب را رها می‌کنند، و نماز شب می‌خوانند. بلکه خداوند به سبب این راهی که در پیش رویمان باز کرده یعنی همان دعا، فرجت را نزدیک فرماید. آقا از ما بپذیر... .

دوست عزیز!  هرچه مولایت را دوست داری زبان به دعا بگشا، اشک را جاری کن، زبان التماس به پیشگاه خالق بگشا و ظهور تنهاترین تنها، مظلوم ترین مظلوم را از خدا خواهش کن.

دقت کنیم: شیطان همواره از این کار‌ها نگران است که مبادا دعای جمعی، باعث نزدیک شدن ظهور شود؛ لذا مواظب باشیم که این سه پنجشنبه این کار را فراموش نکنیم، با خواب ماندن و به هر وسیله‌ی دیگر شیطان را بر خودمان پیروز نکنیم.

 اعمالی که باید انجام شوند: نماز شب و دعا برای ظهور حضرت مهدی[برای دستور نماز شب اینجا کلیک کنید]

زمان: سه تا پنجشنبه شب(شب جمعه) آخر ماه رمضان:

اول) انجام شد

دوم) 17 رمضان، مصادف با 28 شهریور.(همین هفته)

سوم) 24 رمضان، مصادف با 4 مهر.(هفته بعد)

ساعت: 3 نیمه شب (طبق ساعت رسمی کشور)

نکته: تمامی افرادی که می‌خواهند در این طرح شرکت کنند، از طریق نظرات وبلاگ به من اطلاع دهند.

نکته: همه شرکت کنندگان ایمیل خود را در نظراتم بگذارند و در یاهو مرا add   کنند(حتما انجام دهید) و آن‌هایی که به هر دلیلی دسترسی به یاهو ندارند(مثلا جمیل دارند) تنها ایمیل خود را بگذارند تا تعداد افراد مشخص شود.

در ضمن این زمان‌ها را روی برگه‌ای یادداشت کنید که فراموشتان نشود.

ایمیل و جمیل من:

shamimehozoor12@yahoo.com

shamimehozoor@gmail.com

 

 «از همه‌ی دارندگان وبلاگ و سایت خواهش می‌کنیم این طرح را در سایت یا وبلاگ خود کپی کنند و در اینترنت از افراد دعوت کنند که شرکت کنند، بعد هم آمار دقیق کسانی را که شرکت می‌کنند به من اطلاع دهند زیرا تعداد افراد در استجابت دعا بسیار تأثیر دارد»

 

نوشته شده توسط منتظر در ساعت 9:55 بعد از ظهر

... رمضان هم آمد

 

ماه رمضان آمد ؛ مهدی نیامد

به راستی که زمان چه زود می گذرد. گویی همین دیروز بود. همین دیروز بود که به هم تبریک می گفتیم: ماه شعبان مبارک باد.

اما به همین زودی گذشت. ماه شعبان که آمد، گفتیم شاید این ماه، دیگر، ماه وصال باشد. ظهور اماممان که زمان مشخصی ندارد. شاید این ماه بیاید. بعید نیست که خداوند به ایشان اذن ظهور دهد. نیمه شعبان که آمد، گفتیم شاید میلادش را در حضورش باشیم. اما خبری نشد. شعبان هم سپری شد و اماممان را ندیدیم. اما ما امیدواریم. تا آخر عمر منتظرش می‌مانیم و دعایش می‌کنیم. شاید این رمضان بیاید. ما که نمی‌دانیم. همین قدر می‌دانیم که باید وظیفه ی خود را انجام دهیم و از آن غافل نشویم. شاید نیامدنش به دلیل کوتاهی ما بوده. خداوند کلیدی را در اختیار ما قرار داده که با آن مشکلاتمان را بر طرف کنیم. و به راستی چه  مشکلی بزرگ تر از غیبت سرورمان. شاید نیامدنش به خاطر درست استفاده نکردن از آن بوده. همان کلیدی که ائمه سفارش فرموده‌اند که در دوران غیبت برای ظهور اربابمان استفاده کنیم. کلید ظهور، یعنی همان دعا.

مهم این است که این رمضان از آن استفاده کنیم و ظهور حجت خدا را بخواهیم. مخصوصا در شب های احیا آقایمان را فراموش نکنیم... .

 

1. نقل به مضمون

 

نوشته شده توسط منتظر در ساعت 10:48 بعد از ظهر

شبی برای مولا

شبی برای مولا

 

 

 

به دلیل حساسیت موضوع این پست از دوستان خواهش می کنم:

اول بخوانید بعد نظر بدهید و نظرتان فقط و فقط برای موضوع زیر باشد:

 

تا الان به غربت امام زمان اندیشیده ایم؟ به بی کسی و تنهایی او فکر کرده ایم؟ آیا اندیشیده ایم که بیش از  هزار و سیصد سال است که امام زمان گرفتار غیبت است؟

رسم دوستی این است که اگر دوستمان مشکلی داشت؛ اگر گرفتاری در زندگیش به وجود آمد او را کمک کنیم. اگر کمک بدنی از ما ساخته نبود حداقل برای او دعا می کنیم تا به خواست خدا مشکلش برطرف شود. این حداقل کاری است که یک نفر برای دوستش انجام می دهد.

به راستی دوستان امام زمان چه کسانی هستند؟ آیا غیر از کسانی هستند که از ایشان پیروی می کنند؟ مگر ما خود را از پیروان و دوستان آن جناب نمی دانیم؟

پس کجایند آن دوستانی که برای امامشان دعا کنند؟ پس کجایند آن دوستانی که برای مولایشان اشک بریزند؟ کجایند آنان که در تاریکی شب از خواب برخیزند؛ وضو بگیرند و به خاطر غربت امامشان، به خدا التماس کنند و ظهور حضرتش را بخواهند؟ کجایند آنان که از ته قلب؛ در تاریکی شب اشک بریزند و خدا را به مادر پهلو شکسته ی محبوبشان قسم دهند؟ آیا دوستی ما این گونه است؟ آیا تا به حال یک شب، تنها یک شب از خواب برخواسته ایم تا با ناله ظهور امام زمانمان را از خدا بخواهیم؟ کجاست آن دوستی که با زبان می گوییم؟ و کجاست آن پیروی؟

در زمان قبل از حضرت موسی از طرف خداوند مقدر شده بود که بنی اسرائیل توسط فرعون ها چهارصد سال عذاب شوند و به رنج و زحمت بیفتند. آنها تحت سخت ترین فشار ها و شکنجه ها قرار گرفتند. این شکنجه ها طاقت آنان را سلب نموده بود. لذا تصمیم گرفتند که به درگاه خدا گریه و زاری کنند و برای رهایی خود از مشکلاتشان؛ و ظهور منجیشان حضرت موسی دعا کنند. آن ها چهل روز به درگاه کبریایی ضجه و ناله کردند. خداوند هم به حضرت موسی و هارون امر فرمود که آنان را از فرعون خلاص کنند. به این شکل آن ها چهار صد سال عذاب نشدند بلکه خداوند صد و هفتاد سال را از آن ها برداشت.

دوستان عزیز! ببینید دعا کردن چگونه بر امور تأثیر می گذارد!

آیا این درست است که ما در این گرفتاری های دوران غیبت خوش باشیم و بی خیال بنشینیم و برای آمدن امام زمان دعا نکنیم؟!

مولایمان از مشکلات و گرفتاری شیعیانش ناراحت می شود چرا که او پدری است مهربان. از غم دوستانش متاثر می شود. آیا وقت آن نرسیده که با دعا کردن ظهورش را بخواهیم تا همه ما از مشکلات و غمها رهایی یابیم و دوران سخت نادیدنش را سپری کنیم؟
امام صادق ضمن نقل ماجرای بنی اسرائیل، به یارانش فرمود: « اگر شما هم مشابه بنی اسراییل دعا کنید ، مطمئناً خدا بر ما فرج خواهد داد ولی اگر چنین نباشید قطعاً ظهور حضرت مهدی تا آخرین مرحله به طول خواهد انجامید.»(1)

 

گرچه سال هاست که از غیبت او می گذرد اما همواره درهای رحمت الهی به روی ما گشوده است. هرگاه خدا را بخوانیم ما را جواب می دهد. اگر خالصانه اشک بریزیم و ظهور حجت الهی را خواستار شویم به امید خدا نتیجه خواهیم گرفت. این دعا باید از درون قلب و از سر دلسوزی و دیدن غربت آن حضرت باشد که نتیجه ی بهتری داشته باشد. و چه نیکو است که این دعا با اشک و ناله همراه باشد. اشک برای گرفتاری هزار و سیصد ساله ی ائمه و شیعیان آن ها. امام باقر فرمود: هیچ قطره ای نزد خدا دوست داشتنی تر  از قطره ی اشکی نباشد که در تاریکی شب از ترس خدا فرو ریزد... .

پس ما هم می توانیم.

بنی اسرائیلی ها اشک ریختند، گریه کردند، دعا کردند و خداوند اجابتشان کرد. ما هم می توانیم. می توانیم در تاریکی شب از خواب برخیزیم. نماز شب بخوانیم و روح خود را با آن جلا دهیم. آنگاه به سجده بیفتیم و خدا را قسم دهیم که ظهور منجی را نزدیک فرماید. این مسئله نباید تنها در حد گفتن باشد باید عملی شود. و چه نیکوست که جمعی با هم هماهنگ شوند و برای آقایشان دعا کنند. امام صادق فرمودند: «هیچ چهل نفری نیستند که باهم جمع شوند و درباره ی موضوعی به درگاه خدا دعا کنند مگر اینکه دعایشان مستجاب می شود.» (2)

مگر نه اینکه بر اساس سخن امام صادق دعا در شب جمعه بهتر پذیرفته می شود آنجا که فرمودند: «در هر شب جمعه از سر شب ، ملکی در آسمان دنیا می آید و تا به صبح فریاد می زند: آیا توبه کننده ای هست که خدا توبه او را بپذیرد؟ آیا کسی هست که چیزی بخواهد تا درخواست او داده شود؟ در حالی که این ملک در شب هایی غیر از شب جمعه، فقط در ثُلث آخر شب به آسمان دنیا فرود می آید.»(3)

دوستان عزیز! چرا ما آن چهل نفری نباشیم که برای آقا دعا کنیم؟ به راستی چرا ما نباشیم؟

آقا جان! می خواهیم چهل نفر (و حتی بیشتر) شویم و در همین پنجشنبه شب (شب جمعه) برای شما دعا کنیم. شاهد باش که ما هم به فرموده ی امام صادق عمل می کنیم و می خواهیم برای ظهورت دعا کنیم. آقا جان! نگرا نباش. ما دوستت داریم گرچه بعضی اوقات گناه می کنیم اما دوستت داریم. همین شب جمعه به سویت می آییم و پس از خواندن نماز شب [یا دو رکعت نماز مستحبی] با گریه ظهورت را دعا می کنیم.

 

اجرای طرح:

دعا کردن وظیفه ی ماست. از آن جا که دعای گروهی تأثیر بسیار زیادی دارد تصمیم داریم در زمانی مشخص و  بسیار حساس، از سراسر نقاط ایران برای آقایمان دعا کنیم و دعوتش را لبیک گوییم.

چه زمانی بهتر از نیمه شب. پنج شنبه شب _نیمه شب جمعه_ که اختصاص به آقایمان دارد.

آن هم چه زمانی؟ در تاریکی شب آن هنگام که مردم در خواب به سر می برند، بر می خیزیم و پس از دو رکعت نماز مستحبی یا نماز شب برای امام زمان دعا می کنیم. ممکن است افرادی تا کنون نماز شب نخوانده باشند. اما این بار به خاطر رضای خدا برمی خیزند و می خوانند تا آماده ی دعا برای ظهور شوند.

زمان: پنجشنبه شب _شب جمعه_  ۲۲/۱/۸۷ – ساعت ۳ نیمه شب بعد از دو خواندن نماز شب یا دو رکعت نماز مستحبی

 

«از دوستانی که می خواهند شرکت کنند خواهشمندم از طریق نظرات وبلاگ به من خبر دهند که تعداد افراد مشخص شود در ضمن حتما ایمیل خود را بگذارند»

 

نکته: دوستان می توانند یا دو رکعت نماز مستحبی (همانند نماز صبح با نیت نماز مستحبی) بخوانند یا نماز شب بخوانند بعد برای ظهور دعا کنند. مطمئنا نماز شب بهتر است اما انتخاب را به عهده ی دوستان می گذاریم.

نکته: مطمئناً شیطان از این برنامه ها بسیار هراس ناک است و در تلاش است به هر طریقی انسان را از این کارها باز دارد. از طریق خواب ماندن و بیدار نشدن افراد و ... . مواظب باشیم

 

آقا جان، یابن الحسن!

غمگین نباش. شما هم دوستانی دارید که برایتان دعا می کنند

 

پی نوشت ها:

1. مکیال المکارم، ج1، بخش 5، ص428

2. اصول کافی، ج4، کتاب دعا، باب گردهامایی برای دعا کردن

3. مستدرک الوسایل جلد 5 صفحه 210 فصل مستحب بودن دعا در نیمه شب خصوصا در شب جمعه و روز جمعه.

                                       

 

نوشته شده توسط منتظر در ساعت 0:41 قبل از ظهر

بهار حضور ؛ نوروز ظهور

بهار حضور



طبيعت جامه‌ي سبز بر تن كرده است؛ درختان شكوفه كرده‌اند. بلبل‌ها بر روي شاخساران آواز سر مي‌دهند. نسيم صبحگاهي برگ‌هاي درختان را نوازش مي‌كند. بوي عطر گل‌ها، روحي تازه به انسان مي‌بخشد.
گلستان محبت و مهرباني شكوفا شده است. كودكان در كوچه و خيابان بازي مي‌كنند و با صدايشان ديگران را هم با خود شاد مي‌سازند.
ا
وضاع همه‌جا تغيير كرده است و همه چيز رنگ و بوي شادابي به خود گرفته است.

طبيعت زيبا، سرسبزي درختان، شكوفايي گل‌ها و گياهان، ديد و بازديد مردم، و بازيِ كودكان در كوچه و خيابان، خبر از آمدن بهار مي‌دهد...

***

اشك در چشمانم حلقه مي‌زند. آرام از گوشه‌ي چشمانم مي‌غلتد و بر گونه‌ام مي‌نشيند. بغض گلويم را مي‌فشارد. سال‌هاست بهاران را بي حضورش سپري مي‌كنم. اما اين‌بار طاقتم تمام شده است. صبرم به پايان رسيده است. سخت دلتنگ او شده‌ام. اندوه فراقش مرا بي‌تاب كرده است. آخر او كجاست؟ در كدامين گوشه به عبادت مشغول است؟ كدامين سرزمين توفيق قدوم مباركش را پيدا كرده است؟

همو كه بهار روزگاران است. كسي كه بهار به اميد آمدنش سبز مي‌شود و بر تن جامه‌ي سبز مي‌پوشد تا اندكي از بهار ظهورش را ترسيم كند. بلبلان براي او مي‌خوانند و نرگس‌ها و عقاقي‌ها به تمناي آمدنش شكوفا مي‌شوند. كجاست او كه خزان قلب‌هايمان را بهاري مي‌كند؟ كجاست او كه قلب‌هاي مرده‌مان را شاداب مي‌كند؟
مولايم، يابن الحسن
!                        
خزان غيبتت توانم را ربوده و اشكم را به درگاه كبريايي جاري كرده است. وقتي كه به ياد تو و مظلوميت عجيبت مي‌افتم بي‌اختيار مي‌گريم.

چگونه مي‌شود نوروز را نورز بدانم در حالي كه تو از ديدگان ما غايبي؟! مگر نه درختان به يمن وجودت ميوه مي‌دهند؛ مگر نه شاخساران به بركت حضورت برگ مي‌گيرند؛ مگر نه چشمه‌ساران در طلب آمدنت مي‌جوشند؟ پس اي صاحب هستي بي‌كران، كجايي؟

بيا! بيا تا در هرم حضور تو به بال و پر بنشينيم. بيا تا گرماي حضورت را با تمام وجود حس كنيم. بيا تا ديدگان آلوده‌ي خود را به جمال نورانيت منور كنيم... .

و آن روز هستي حيات خواهد يافت. عشق بال و پر خواهد گشود و در رگ‌هاي خشكيده‌ي علم خون تازه خواهيد دويد. انسان بر مركب خواهد نشست و عروج را زمزمه خواهد كرد... .

دوستان عزيز!

بياييد در شادي‌هاي نوروزيمان به ياد آقا امام زمان هم باشيم

 

 

  

نوشته شده توسط منتظر در ساعت 9:13 بعد از ظهر

: درباره وبلاگ :

... و آنگاه که بیاید شمیم حضورش جهان را عطر آگین خواهد. به امید حضورمان در عصر زیبای حضورش.
مهدی جان! « شمیم حضور » تقدیم به لحظه ی ظهورت... .
اللهم عجل فرج مولانا صاحب الزمان

: منوي اصلي :

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

: آرشيو :

اسفند 1387
شهریور 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386

: آرشيو موضوعي :

معرفي دعاهايي براي امام زمان
شعرهايي درباره صاحب الزمان
مقالات درباره‌ِ امام زمان
داستان‌ها درباره‌ي حضرت مهدي
تشرفات به محضر امام عصر
متن‌هاي ادبي درباره حضرت مهدي
تبريك‌ها و تسليت‌ها
احاديثي پیرامون مهدویت
دلنوشته ويژه بهار و امام زمان (بهار ظهور)

: پيوندها :

قاصدك
آخرين ستاره
يگانه برگ زرين خامس آل عبا
السلام عليك يا ابا صالح المهدي
در انتظار مهدي
بهار آمدني
او مي آيد
وبلاگ عقاید شیعه
وبلاگ علي بنا (مذهبي)
موسسه تحقیقاتی ولی عصر
انتظار حجت
:: سرباز امام زمان ::